برابرهای واژه مضرب به پارسی
← جستن واژهای دیگرمضرب
برابرهای پارسی
جای زدن، تیزی، بس شمار، بازده، ابزار زدن
واژه «مضرب» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «جای زدن، تیزی، بس شمار، بازده، ابزار زدن» میباشد.
به جای «مضرب» بگوییم «جای زدن، تیزی، بس شمار، بازده، ابزار زدن»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
تیزی
tēzīh | tēh
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
بازده
боздеҳ
تیزی
тезӣ
مضرب
мазриб
برابرها در شاهنامه
تیزی
بیامد به تیزی و بگذاشت آب
بدین تیزی اندر نیاید به جنگ
مگر کاندر آن تیزی افسون برد
که تیزی و تندی نیارد بها
سرش کردن از تیزی من تهی
بازده
بدو بازده تا ببینم که چیست
تو از گنج تاوان او بازده
ازان کس که بستد بدو بازده
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید
بخشهای دیگر