برابرهای واژه مضرب به پارسی
جستن واژهای دیگرمضرب
برابرهای پارسی
جای زدن، تیزی، بس شمار، بازده، ابزار زدن
واژه «مضرب» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «جای زدن، تیزی، بس شمار، بازده، ابزار زدن» میباشد.
به جای «مضرب» بگوییم «جای زدن، تیزی، بس شمار، بازده، ابزار زدن»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
بازده
بدو بازده تا ببینم که چیست
تو از گنج تاوان او بازده
ازان کس که بستد بدو بازده
تیزی
بیامد به تیزی و بگذاشت آب
بدین تیزی اندر نیاید به جنگ
مگر کاندر آن تیزی افسون برد
که تیزی و تندی نیارد بها
سرش کردن از تیزی من تهی
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: بَزَکگَر، چهرهپرداز