برابرهای واژه کفاره به پارسی
← جستن واژهای دیگرکفاره
برابرهای پارسی
کیفر، تاوان، پرداخت، پاداَفرَه، باداَفرَه، بازدهی
واژه «کیفر، تاوان، پرداخت، پاداَفرَه، باداَفرَه، بازدهی» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «کیفر، تاوان، پرداخت، پاداَفرَه، باداَفرَه، بازدهی» میباشد.
به جای «کفاره» بگوییم «کیفر، تاوان، پرداخت، پاداَفرَه، باداَفرَه، بازدهی»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
تاوان
ز شاهی برو هیچ تاوان نبود
به یک تن ده از روم تاوان دهی
همان خشت را نیز تاوان دهی
یکی اسپ پرمایه تاوان دهم
تو از گنج تاوان او بازده
کیفر
که هر کس که بد کرد کیفر برد
چو دندان کند تیز کیفر بری
که از خوی بد کوه کیفر برد
ازین کردهٔ خویش کیفر برند
که هرکس که بد کرد کیفر برد
بادافره
ز بادافرهٔ او غریوان بدند
چو بادافرهٔ ایزدی خواست بود
به بادافرهٔ بد نه اندرخورم
که امروز بادافرهٔ ایزدیست
ندانم که بادافره ایزدی
پرداخت
سراپرده پرداخت از انجمن
جهاندار ازین کار پرداختست
ز بهر تو پرداخت آیین و گاه
برآورد و پرداخت در روز ارد
ز بیگانه قیصر به پرداخت جای
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید