برابر‌های واژه ثمره به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

ثمره

برابر‌های پارسی

بهره، بازدهی، بار‌هوده، میوه، فرجام، سود، دستاورد، پیآمد، پسامد

واژه «بهره، بازدهی، بار‌هوده، میوه، فرجام، سود، دستاورد، پیآمد، پسامد» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «بهره، بازدهی، بار‌هوده، میوه، فرجام، سود، دستاورد، پیآمد، پسامد» می‌باشد.

به جای «ثمره» بگوییم «بهره، بازدهی، بار‌هوده، میوه، فرجام، سود، دستاورد، پیآمد، پسامد»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
بهره (سود)
āyaft
بهره
bahr | bahrak | bar | vēčak
ثمره
hačišīk
سود
sūt | sōk | vaxš | āyaft | ayāft | būndhakīh | vindišnīh | xvābarīh | kār
سود (دارای سود زیاد)
buland sūt
فرجام
fraǰām | fražām
فرجام (کسی که فرجامش معلوم نیست)
avēnāk fražām
میوه
bar | mīvak | mēvak
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
بازدهی
боздеҳӣ
بهره
баҳра
ثمره
самара
سود
суд
فرجام
фарҷом
میوه
мева

برابرها در شاهنامه

میوه

برآرد پر از میوه دار رزان

یکی میوه‌داری بماند ز من

چو تو میوه اندر شمار آورد

درخت برآور هم میوه‌دار

بیاراست باغ از گل و میوه‌دار

فرجام

نداند بد و نیک فرجام کار

چنینست فرجام کار جهان

نیامد به فرجام هم زو رها

به آغاز گنج است و فرجام رنج

به فرجام هم شد ز گیتی بدر

بهره

ازو بهره‌ای نزد هر بخردی

ازیشان دو بهره به افسون ببست

کش از مهر بهره نبود اندکی

شب و روز بودی دو بهره به زین

بدین پایگه از هنر بهره داشت

سود

حکیما چو کس نیست گفتن چه سود

ره سود بنمود و خود مایه خورد

بریشان ببخشید سود و زیان

بران رنج بردن چه آمدش سود

که کرد ای پسر سود برکاستی

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید