برابر‌های واژه مستوجب به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

مستوجب

برابر‌های پارسی

شایسته، سزاوار، زیبنده، درخور، برازنده

واژه «شایسته، سزاوار، زیبنده، درخور، برازنده» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «شایسته، سزاوار، زیبنده، درخور، برازنده» می‌باشد.

به جای «مستوجب» بگوییم «شایسته، سزاوار، زیبنده، درخور، برازنده»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
درخور
apāyast | pasačak | šāyandak | niyāpak | niyāp | drust
سزاوار
sačākvār | sazākvar | pasačak
شایسته
apāyastak | arzānīk | frārōn | niyāw | niyāp | niyāpak | pasačak | pasačāk | sazāk | sahīk | sačākvār | sačišnīk | šāyandak
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برازنده
барозанда
درخور
дархур
زیبنده
зебанда
سزاوار
сазовор
شایسته
шоиста

برابرها در شاهنامه

زیبنده

که زیبنده‌تر زین که بندد کمر

ندیدیم زیبنده تر زین سوار

که زیبنده باشد بر آزاده تاج

ز گستردنیهای زیبنده نیز

نه کهتر نه زیبندهٔ مهتری

سزاوار

گرفتند هر یک سزاوار جای

سزاوار بگزید و بنمود راه

به ابلیس گفت این سزاوار نیست

که تخت مهی را سزاوار بود

که هستی سزاوار شاهنشهی

شایسته

زبان چرب و شایستهٔ کار نغز

سه فرزند شایستهٔ تاج و گاه

یکی شاخ شایسته آمد به بر

کمین‌گاه را جای شایسته دید

که شایستهٔ جنگ شیران منم

درخور

چو اغریرثش یار درخور بدی

چنان چون بود درخور کام و ناز

چنانچون بود درخور پهلوان

بهای زمین درخور ارز تست

چنانچون بود درخور نام را

برازنده

برازندهٔ ماه و کیوان و هور

برازندهٔ هور و کیوان و ماه

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید