برابر‌های واژه مستعمل به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

مستعمل

برابر‌های پارسی

کهنه، کارکرده، فرسوده، دست دو

واژه «مستعمل» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «کهنه، کارکرده، فرسوده، دست دو» می‌باشد.

به جای «مستعمل» بگوییم «کهنه، کارکرده، فرسوده، دست دو»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
فرسوده
sūtak
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
فرسوده
фарсуда
مستعمل
мустаъмал
کهنه
кӯҳна

برابرها در شاهنامه

کهنه

یکی جامهٔ کهنه بد بر برش

یکی کهنه غربیل پیش آورید

میست و یکی نیز کهنه که دوست

که ما کهنه گشتیم و او نو شود

یکی کهنه چبین نهادم به پیش

فرسوده

ز جوشنوران هرک فرسوده بود

ز زنجیر فرسوده و مستمند

بپیچد روان مرد فرسوده را

دست دو

خرد دست گیرد به هر دو سرای

به تندی ببستش دو دست و میان

گه بزم دریا دو دست منست

به دست اندرون هر یک از گل دو شاخ

کمر کرد بر گردگاهش دو دست

کارکرده

جهاندیده و کارکرده ردان

جهاندیده و کارکرده دو مرد

جهاندیده و کارکرده سوار

جهاندیده و کارکرده سران

جهاندیده و کارکرده ردان

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید