برابرهای واژه عتیق به پارسی
جستن واژهای دیگرعتیق
برابرهای پارسی
کهنه، دیرینه، باستانی، باستان
واژه «عتیق» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «کهنه، دیرینه، باستانی، باستان» میباشد.
به جای «عتیق» بگوییم «کهنه، دیرینه، باستانی، باستان»
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
دیرینه
نهفته سخنهای دیرینه نیز
سخنهای دیرینه کردند یاد
نبینی که کاووس دیرینه گشت
چو دیرینه گشت او بباید گذشت
ز دل درد دیرینه بیرون کند
باستان
یکی نامه بود از گه باستان
پژوهندهٔ نامهٔ باستان
کزین گونه نشنیدی از باستان
تو از باستان یادگار منی
بپیوندم از گفتهٔ باستان
کهنه
یکی جامهٔ کهنه بد بر برش
یکی کهنه غربیل پیش آورید
میست و یکی نیز کهنه که دوست
که ما کهنه گشتیم و او نو شود
یکی کهنه چبین نهادم به پیش
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: برایِ نِمونه