برابرهای واژه عتیق به پارسی
← جستن واژهای دیگرعتیق
برابرهای پارسی
کهنه، دیرینه، باستانی، باستان
واژه «کهنه، دیرینه، باستانی، باستان» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «کهنه، دیرینه، باستانی، باستان» میباشد.
به جای «عتیق» بگوییم «کهنه، دیرینه، باستانی، باستان»
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
کهنه
یکی جامهٔ کهنه بد بر برش
یکی کهنه غربیل پیش آورید
میست و یکی نیز کهنه که دوست
که ما کهنه گشتیم و او نو شود
یکی کهنه چبین نهادم به پیش
باستان
یکی نامه بود از گه باستان
پژوهندهٔ نامهٔ باستان
کزین گونه نشنیدی از باستان
تو از باستان یادگار منی
بپیوندم از گفتهٔ باستان
دیرینه
نهفته سخنهای دیرینه نیز
سخنهای دیرینه کردند یاد
نبینی که کاووس دیرینه گشت
چو دیرینه گشت او بباید گذشت
ز دل درد دیرینه بیرون کند
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید