برابر‌های واژه آنتیک به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

آنتیک

برابر‌های پارسی

کهن، کهنه، کهنسال، سالینه

واژه «کهن، کهنه، کهنسال، سالینه» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «کهن، کهنه، کهنسال، سالینه» می‌باشد.

به جای «آنتیک» بگوییم «کهن، کهنه، کهنسال، سالینه»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
کهن
kahun | kahwan | kaxvan | kohun | mastar
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
کهن
куҳан
کهن
куҳун
کهنه
кӯҳна

برابرها در شاهنامه

کهنه

یکی جامهٔ کهنه بد بر برش

یکی کهنه غربیل پیش آورید

میست و یکی نیز کهنه که دوست

که ما کهنه گشتیم و او نو شود

یکی کهنه چبین نهادم به پیش

کهن

کنون نو شود روزگار کهن

که نو باش تا هست گیتی کهن

در گنجهای کهن کرد باز

شود سست نیرو چو گردد کهن

نیامان کهن بود گر ما نویم

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید