برابر‌های واژه مرکب به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

مرکب

برابر‌های پارسی

(=مُرَکَّب) آمیغان، آمیغی، آمیخته، دَرآمیخته (زبان‌شناسی)؛ (=مُرَکَّب) زُکاب، دوده، گُوهَراب، دوداب (جُوهرِ قلم)؛ (=مَرکَب) چارپا، چَِهارپا، نِشیناک

واژه «(=مُرَکَّب) آمیغان، آمیغی، آمیخته، دَرآمیخته (زبان‌شناسی)؛ (=مُرَکَّب) زُکاب، دوده، گُوهَراب، دوداب (جُوهرِ قلم)؛ (=مَرکَب) چارپا، چَِهارپا، نِشیناک» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «(=مُرَکَّب) آمیغان، آمیغی، آمیخته، دَرآمیخته (زبان‌شناسی)؛ (=مُرَکَّب) زُکاب، دوده، گُوهَراب، دوداب (جُوهرِ قلم)؛ (=مَرکَب) چارپا، چَِهارپا، نِشیناک» می‌باشد.

به جای «مرکب» بگوییم «(=مُرَکَّب) آمیغان، آمیغی، آمیخته، دَرآمیخته (زبان‌شناسی)؛ (=مُرَکَّب) زُکاب، دوده، گُوهَراب، دوداب (جُوهرِ قلم)؛ (=مَرکَب) چارپا، چَِهارپا، نِشیناک»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
آمیخته
gumēčakōmand | āmēxtak | āmēz | gumēk | gumēxtak | gumēčak | apar gumēxt | hamkarčak | barhamak | yumāk
دوده
dūtak
مرکب
hamēnītak | hambavišn | gumēxtak | bahrōmand
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
آمیخته
омехта
دوده
дуда
مرکب
маркаб

برابرها در شاهنامه

آمیخته

به زهر اندر آمیخته انگبین

به یاقوت سرخ اندر آمیخته

دوده

نیامد ز کار تو بر دوده ننگ

نخواهد همی دوده را مغز و پوست

پراگندن دوده و نام و گنج

درفشان کند دوده و انجمن

ز دوده ستوده بسی نامور

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید