برابرهای واژه برطرف به پارسی
جستن واژهای دیگربرطرف
برابرهای پارسی
سترده، زدوده، ازمیان برداشته، ازمیان
واژه «برطرف» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «سترده، زدوده، ازمیان برداشته، ازمیان» میباشد.
به جای «برطرف» بگوییم «سترده، زدوده، ازمیان برداشته، ازمیان»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
ازمیان
ببینیم دور ازمیان سپاه
نباید که بیرون برند ازمیان
که هرگز نه برخاست کین ازمیان
نگه دار و مگشای بند ازمیان
برفت این دوگرد ازمیان سپاه
سترده
سترده شد از جان او مهر و داد
زدوده
زدوده سنان آنگهی در ربود
زدوده دل و مغز و رایش ز بد
زدوده یکی جام شاهنشهی
همه نیزهداران زدوده سنان
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: پیشداشت، پیشگام، پیشگُفتار، پیشگُذارده، دیباچه