برابر‌های واژه متعدد به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

متعدد

برابر‌های پارسی

فَراوان، بی‌شُمار، بِسْیار، اَنبوه

واژه «فَراوان، بی‌شُمار، بِسْیار، اَنبوه» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «فَراوان، بی‌شُمار، بِسْیار، اَنبوه» می‌باشد.

به جای «متعدد» بگوییم «فَراوان، بی‌شُمار، بِسْیار، اَنبوه»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
انبوه
anbūh
بسیار
apēr | vasyār | vasīkār | vas | vasīhā | vas-pur | saxt | frēh
فراوان
afzōn | frāxv | frēh | patēxv | parōn | vēšist
متعدد
vas | vēš | vēšīkān | mārīk | frēh | frāy
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
انبوه
анбӯҳ
بسیار
бисёр
فراوان
фаровон
متعدد
мутааддид

برابرها در شاهنامه

فراوان

فراوان بدو اندرون داستان

نبد جنگشان را فراوان درنگ

فراوان نبود آن زمان پرورش

فراوان غم و شادمانی شمرد

فراوان پژوهید و کس را نیافت

بسیار

به مغز اندر اندیشه بسیار گشت

شدند انجمن دیو بسیار مر

از آن نامداران بسیار هوش

جهاندار پیش از تو بسیار بود

گذشتست و بسیار خواهد گذشت

انبوه

به انبوه اندیشگان در نشست

پراگنده شد هرک انبوه بود

از انبوه ترکان پرخاشجوی

از انبوه آهو سراسیمه گشت

به انبوه زخمی بباید زدن

بی‌شمار

به افسون و اندیشهٔ بی‌شمار

برد جان ازین بی‌شمار انجمن

چه کردم کزین بی‌شمار انجمن

فراوان ازان لشکر بی‌شمار

شنیدم کزین لشکر بی شمار

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید