برابرهای واژه جمعیت به پارسی
← جستن واژهای دیگرجمعیت
برابرهای پارسی
مَردم، گُروه، شُمار، توده، تنشُمار، پِیوَسْتگی، باهَماد، آمار، اَنبوه
واژه «مَردم، گُروه، شُمار، توده، تنشُمار، پِیوَسْتگی، باهَماد، آمار، اَنبوه» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «مَردم، گُروه، شُمار، توده، تنشُمار، پِیوَسْتگی، باهَماد، آمار، اَنبوه» میباشد.
به جای «جمعیت» بگوییم «مَردم، گُروه، شُمار، توده، تنشُمار، پِیوَسْتگی، باهَماد، آمار، اَنبوه»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
انبوه
به انبوه اندیشگان در نشست
پراگنده شد هرک انبوه بود
از انبوه ترکان پرخاشجوی
از انبوه آهو سراسیمه گشت
به انبوه زخمی بباید زدن
شمار
نخستین فطرت پسین شمار
ازو دان فزونی ازو هم شمار
به افسون و اندیشهٔ بیشمار
کجا بیور از پهلوانی شمار
ز مردم شمار ار ز دیو و پریست
مردم
چو زین بگذری مردم آمد پدید
که مردم به معنی چه باشد یکی
به دست نهنگان مردم کشان
کجا هست مردم همه یاد اوست
چراگاه مردم بدان برفزود
پیوستگی
به پیوستگی جان خریدم همی
ز پیوستگی دست کوته کنید
به پیوستگی بر گوا ساختند
به خون نیز پیوستگی ساختم
بدید اندرو راه پیوستگی
گروه
پلنگینه پوشید خود با گروه
دد و مرغ و نخچیر گشته گروه
به هم برشکستند هردو گروه
همان شاه در گرد او با گروه
به بند آمدند آنکه بد زان گروه
توده
ز کشته به هر جای بر توده گشت
به هر جایگه بر یکی توده کرد
ستم کرد بر تودهٔ لاژورد
یکی توده کردند نزدیک شاه
بهر جای بر توده چون کوه کوه
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید