برابرهای واژه فیاض به پارسی
← جستن واژهای دیگرفیاض
برابرهای پارسی
دهشمند، جوانمرد، بخشنده
واژه «فیاض» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «دهشمند، جوانمرد، بخشنده» میباشد.
به جای «فیاض» بگوییم «دهشمند، جوانمرد، بخشنده»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
بخشنده
rāt | hūrāt | hudāhak | rātīh kartār | vēhdāk
جوانمرد
rāt | arvand
دهشمند
dahišnōmand
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
بخشنده
бахшанда
فیاض
файёз
برابرها در شاهنامه
بخشنده
جهاندار و بخشندهٔ تاج و گاه
که ای پاک و بخشنده و دادگر
ببزم اندرون ابر بخشنده اوست
ندیدم جهاندار بخشندهای
همان نیزه بخشندهٔ دادگر
جوانمرد
جوانمرد بود و وفادار بود
که شاد آمدی ای جوانمرد شاد
بدو گفت شاه ای جوانمرد گرد
نگردد جوانمرد پرخاشجوی
جوانمرد و بیدار و با رای و کام
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید
بخشهای دیگر