برابر‌های واژه ضابط به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

ضابط

برابر‌های پارسی

نگهبان، نگاهدارنده، کاردار

واژه «نگهبان، نگاهدارنده، کاردار» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نگهبان، نگاهدارنده، کاردار» می‌باشد.

به جای «ضابط» بگوییم «نگهبان، نگاهدارنده، کاردار»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
نگاهدارنده
dārāk | dāštār | gīrāk
نگهبان
bān | pahr | pātār | pātyār | pānak | pānak kartār | pāspān | pās | pāspānēnītār | grōkāndār | stūr | sardār | pušt
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
ضابط
зобит
نگهبان
нигаҳбон
کاردار
кордор

برابرها در شاهنامه

کاردار

چو رفتی سوی کشور کاردار

چو آگه شدی زان سخن کاردار

بسالی ازو بستدی کاردار

پرستنده و کاردار بسا

نگهبان

نگهبان جانست و آن سه پاس

به پیش نگهبان آن مرغزار

ترا بود باید نگهبان او

نگهبان او پای کرده بکش

نیاورد کشتی نگهبان رود

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید