برابر‌های واژه محافظ به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

محافظ

برابر‌های پارسی

جان‌پاس، نگهدارنده، نگهبان، کوشدار، پاسدار، پاسبان

واژه «جان‌پاس، نگهدارنده، نگهبان، کوشدار، پاسدار، پاسبان» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «جان‌پاس، نگهدارنده، نگهبان، کوشدار، پاسدار، پاسبان» می‌باشد.

به جای «محافظ» بگوییم «جان‌پاس، نگهدارنده، نگهبان، کوشدار، پاسدار، پاسبان»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
محافظ
ban | pās | pāspān | pātyār | pānak kartār | grōkān dār | nikāstār
نگهبان
bān | pahr | pātār | pātyār | pānak | pānak kartār | pāspān | pās | pāspānēnītār | grōkāndār | stūr | sardār | pušt
نگهدارنده
pāspānēnītār | bān
پاسبان
pāspān | pāspānēnītār
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
محافظ
муҳофиз
نگهبان
нигаҳбон
پاسبان
посбон
پاسدار
посдор

برابرها در شاهنامه

نگهبان

نگهبان جانست و آن سه پاس

به پیش نگهبان آن مرغزار

ترا بود باید نگهبان او

نگهبان او پای کرده بکش

نیاورد کشتی نگهبان رود

پاسبان

جز از جادوان پاسبان اندکی

جهانجوی را گیو بد پاسبان

بهر پرده‌ای پاسبان ساختند

سفندارمذ پاسبان تو باد

نگهبان بروز و بشب پاسبان

پاسدار

از ایران سپه گیو بد پاسدار

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید