برابر‌های واژه شاغل به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

شاغل

برابر‌های پارسی

کارمند، کارگماشته، کاردار، پیشه ور

واژه «کارمند، کارگماشته، کاردار، پیشه ور» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «کارمند، کارگماشته، کاردار، پیشه ور» می‌باشد.

به جای «شاغل» بگوییم «کارمند، کارگماشته، کاردار، پیشه ور»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
پیشه ور
pēšak kār
کارمند
kārīkōmand | kārōmand
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
پیشه ور
пешавар
کاردار
кордор
کارمند
корманд

برابرها در شاهنامه

کاردار

چو رفتی سوی کشور کاردار

چو آگه شدی زان سخن کاردار

بسالی ازو بستدی کاردار

پرستنده و کاردار بسا

پیشه ور

ز هر انجمن پیشه‌ور گرد کرد

سپاهی نباید که به پیشه‌ور

کشاورز گر مردم پیشه‌ور

نه مرد کشاورز و نه پیشه‌ور

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید