برابرهای واژه شاغل به پارسی
جستن واژهای دیگرشاغل
برابرهای پارسی
کارمند، کارگماشته، کاردار، پیشه ور
واژه «شاغل» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «کارمند، کارگماشته، کاردار، پیشه ور» میباشد.
به جای «شاغل» بگوییم «کارمند، کارگماشته، کاردار، پیشه ور»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
پیشه ور
ز هر انجمن پیشهور گرد کرد
سپاهی نباید که به پیشهور
کشاورز گر مردم پیشهور
نه مرد کشاورز و نه پیشهور
کاردار
چو رفتی سوی کشور کاردار
چو آگه شدی زان سخن کاردار
بسالی ازو بستدی کاردار
پرستنده و کاردار بسا
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: گوشهنِشینی