برابر‌های واژه عامل به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

عامل

برابر‌های پارسی

کاردار

واژه «کاردار» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «کاردار» می‌باشد.

به جای «عامل» بگوییم «کاردار»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
عامل
kartār | kunāk | kart kār | kunišngar | kunišnkar | varzītār
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
عامل
омил
کاردار
кордор

برابرها در شاهنامه

کاردار

چو رفتی سوی کشور کاردار

چو آگه شدی زان سخن کاردار

بسالی ازو بستدی کاردار

پرستنده و کاردار بسا

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید