برابرهای واژه صلابت به پارسی
← جستن واژهای دیگرصلابت
برابرهای پارسی
سِتَبری، دُرُشتی، سَخْتی، شُکوه، بُزُرگی، اُستُواری
واژه «صلابت» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «سِتَبری، دُرُشتی، سَخْتی، شُکوه، بُزُرگی، اُستُواری» میباشد.
به جای «صلابت» بگوییم «سِتَبری، دُرُشتی، سَخْتی، شُکوه، بُزُرگی، اُستُواری»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
درشتی
که آن بومها را درشتی برست
درشتی و تندی و مهر آفرید
درشتی ز کس نشنود نرم گوی
ز سوگند برتر درشتی نگفت
بدین گونه شاهی درشتی ترا
استواری
ز دانندگان استواری بجست
یکی استواری فرستاد شاه
سختی
چرا رنج و سختی همه بهر ماست
به هنگام سختی به بر گیردت
بدان تا بماند به سختی دراز
نگیرد به سختی جز او دست کس
به سختی ستم دیده را یاورم
بزرگی
که نامی بزرگی به گیتی که جست
که نام بزرگی که آورد پیش
بزرگی و دیهیم شاهی مراست
ز روی بزرگی نه از روی کین
بزرگی و دیهیم و گنج و سپاه
ستبری
همانا که دارد ستبری فزون
شکوه
یکی جایگه دید برنا شکوه
به کاری که بسیار دارد شکوه
هنرمند و گوینده و با شکوه
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید