برابرهای واژه جلال به پارسی
جستن واژهای دیگرجلال
برابرهای پارسی
فَرهاد، والایی، فَر، شُکوه، بُزُرگی، خُوششُکوهی
واژه «جلال» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «فَرهاد، والایی، فَر، شُکوه، بُزُرگی، خُوششُکوهی» میباشد.
به جای «جلال» بگوییم «فَرهاد، والایی، فَر، شُکوه، بُزُرگی، خُوششُکوهی»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
فرهاد
چو رهام و گرگین و فرهاد نیو
بخواند آن زمان شاه فرهاد را
چو از شاه بشنید فرهاد گرد
نگشت ایچ فرهاد را روی زرد
ببردند فرهاد را نزد شاه
بزرگی
که نامی بزرگی به گیتی که جست
که نام بزرگی که آورد پیش
بزرگی و دیهیم شاهی مراست
ز روی بزرگی نه از روی کین
بزرگی و دیهیم و گنج و سپاه
شکوه
یکی جایگه دید برنا شکوه
به کاری که بسیار دارد شکوه
هنرمند و گوینده و با شکوه
فر
کریمی بدو یافته زیب و فر
پدید آمد از فر او کان زر
مرا خیره گشتی سر از فر شاه
ز گیتی پرستندهٔ فر و نصر
جهان گشت با فر و آیین و آب
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: ناامیدی، بیسواد