برابرهای واژه رضاء به پارسی
جستن واژهای دیگررضاء
برابرهای پارسی
خرسند، خرسندی، خشنود، خوشدل
واژه «رضاء» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «خرسند، خرسندی، خشنود، خوشدل» میباشد.
به جای «رضاء» بگوییم «خرسند، خرسندی، خشنود، خوشدل»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
خرسند
تو خرسند گردان دل مادرم
چو خرسند گردد به دستان بگوی
تو دل را بدین رفته خرسند کن
دل خویش زان گفته خرسند کرد
که بیژن بجانست خرسند باش
خشنود
بران کار خشنود شد پور زال
چو خشنود شد پند بسیار داد
جهانآفرین از تو خشنود باد
اگر شاه خشنود گردد ز من
چو خشنود باشد بهار آردت
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: یارمند