برابرهای واژه دایما به پارسی
جستن واژهای دیگردایما
برابرهای پارسی
همیشه، همواره، پیوسته
واژه «دایما» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «همیشه، همواره، پیوسته» میباشد.
به جای «دایما» بگوییم «همیشه، همواره، پیوسته»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
همیشه
ابا بد همیشه به پیکار بود
همیشه بماناد جاوید و شاد
همیشه تن آباد با تاج و تخت
روانشان همیشه پراندیشه بود
همیشه بزی شاد و فرمانروا
همواره
که بودند همواره دلخواه تو
مگر دیده همواره پرخون بود
که چهر تو همواره خندان کند
نماندست همواره در به گزین
که بود از تو همواره با داغ و درد
پیوسته
بجنبید چون کار پیوسته شد
چو ابلیس پیوسته دید آن سخن
که پیوستهٔ آفریدون سزید
بران کار بنهاد پیوسته دل
هر آنکس که پیوستهٔ او بود
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: جاوَر (حالت)؛ کُنون (زمان)؛ هال (خوشی و آرامش)