برابرهای واژه تقدیر به پارسی
جستن واژهای دیگرتقدیر
برابرهای پارسی
بودنی، سرنوشت؛ ستودن، سپاس، ارجگذاری، ارجنهی
واژه «تقدیر» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «بودنی، سرنوشت؛ ستودن، سپاس، ارجگذاری، ارجنهی» میباشد.
به جای «تقدیر» بگوییم «بودنی، سرنوشت؛ ستودن، سپاس، ارجگذاری، ارجنهی»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
سپاس
کجا نیست از کس بریشان سپاس
ستایش مر او را زویت سپاس
سپاس از جهاندار هر دو جهان
سپاس از جهاندار فریادرس
ازویم سپاس و بدویم پناه
بودنی
بدو گفت کین بودنی کار بود
که گر بودنی باز گوییم راست
همی بودنی داشت اندر نهان
کجا بودنی داشت اندر بوش
همی بودنی داشت اندر نهان
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: گواهگیران، گرهزدن، پیوند، پیمان، بستن