برابر‌های واژه عقد به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

عقد

برابر‌های پارسی

گواه‌گیران، گره‌زدن، پیوند، پیمان، بستن

واژه «گواه‌گیران، گره‌زدن، پیوند، پیمان، بستن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گواه‌گیران، گره‌زدن، پیوند، پیمان، بستن» می‌باشد.

به جای «عقد» بگوییم «گواه‌گیران، گره‌زدن، پیوند، پیمان، بستن»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
بستن
bastan | vastan | frāč kartan | pašēnēnītan | pašēnītan | dranǰēnītan | ākustan
پیمان
patmān | mitr | past | patist | pašt | paštak | pašn
پیوند
paivand | patvand
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
بستن
бастан
عقد
ақд
عقد
иқд
عقد
уқад
پیمان
паймон
پیوند
пайванд

برابرها در شاهنامه

بستن

کمر بستن و رفتن شاهوار

میان بستن او را بسان رهی

گرفتن نیارست و بستن کسی

چو از بند و بستن بپرداختند

ترا کهتری کار بستن نکوست

پیمان

نیارد گذشتن ز پیمان اوی

بتابی ز سوگند و پیمان من

اگر همچنین نیز پیمان کنی

دد و دام و مردم به پیمان تست

همه محضر ما و پیمان تو

پیوند

بجستند ناچار پیوند او

بگشت از ره داد و پیوند او

گسستند پیوند از جمشید

جز اینست آیین پیوند و کین

به خوبی بجستند پیوند او

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید