برابرهای واژه تحسین به پارسی
← جستن واژهای دیگرتحسین
برابرهای پارسی
نِکوداشْت، شاباش، شادباش، ستایِش، آفَرین، آفَرینگُفت، آفَرینْباد (اسم)؛ سُتودَن، سِتایِشگَری، آفَرینگویی، آفَرینبادگویی، (مصدر)
واژه «نِکوداشْت، شاباش، شادباش، ستایِش، آفَرین، آفَرینگُفت، آفَرینْباد (اسم)؛ سُتودَن، سِتایِشگَری، آفَرینگویی، آفَرینبادگویی، (مصدر)» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نِکوداشْت، شاباش، شادباش، ستایِش، آفَرین، آفَرینگُفت، آفَرینْباد (اسم)؛ سُتودَن، سِتایِشگَری، آفَرینگویی، آفَرینبادگویی، (مصدر)» میباشد.
به جای «تحسین» بگوییم «نِکوداشْت، شاباش، شادباش، ستایِش، آفَرین، آفَرینگُفت، آفَرینْباد (اسم)؛ سُتودَن، سِتایِشگَری، آفَرینگویی، آفَرینبادگویی، (مصدر)»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
ستایش
ستایش خرد را به از راه داد
چنین گفت کاین را ستایش کنید
ستایش مراو را که بنمود راه
ستایش مر او را زویت سپاس
ستایش به یزدان رسانندهاند
شادباش
که ای نامدار جهان شادباش
که ای پهلوان جهان شادباش
بدو گفت روز سیم شادباش
آفرینگفت
نبودش به جز آفرین گفت و گوی
بسی با جهان آفرین گفت راز
جهان آفرین گفت بپذیر دین
پس از آفرین گفت کز یک خدای
آفرین
چه دانیم راز جهان آفرین
برو آفرین از کهان و مهان
جهان آفرین تا جهان آفرید
بخفتم شبی لب پر از آفرین
برو شهریاران کنند آفرین
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید