برابرهای واژه بی نفع به پارسی
جستن واژهای دیگربی نفع
برابرهای پارسی
بیسود، بیبهره
واژه «بی نفع» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «بیسود، بیبهره» میباشد.
به جای «بی نفع» بگوییم «بیسود، بیبهره»
برابرها در شاهنامه
بیسود
شود کار بیسود بر تو دراز
چو دیدند کان کار بیسود گشت
چنان سست و بیسود و ناپارسا
دگر آنک بیسود را برکشد
بدانست کان کار بیسود شد
بیبهره
چو بیبهره باشی ز گاه مهی
مگر من که از داد بیبهرهام
چو بیبهره گردد ز خورشید و ماه
بجنگ از هنر پاک بیبهرهاند
بدو گفت زین تاج بیبهرهام
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: شایسته، درخور، درخواست شده