برابر‌های واژه با رحم به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

با رحم

برابر‌های پارسی

باگذشت، دلسوز، مهربان

واژه «با رحم» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «باگذشت، دلسوز، مهربان» می‌باشد.

به جای «با رحم» بگوییم «باگذشت، دلسوز، مهربان»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
باگذشت
xvāpar
مهربان
mitrōpān | xvāpar | xvāwar | hūapar | hūčašm | hu-ēvāč | narm
مهربان (نام خاص)
mitrāpān
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
مهربان
меҳрубон

برابرها در شاهنامه

دلسوز

بخ هر کار دلسوز بر شاه بر

مهربان

به شهرم یکی مهربان دوست بود

چنان بی‌زبان مهربان دایه را

برآن مهربان پاک فرخ پدر

چو از مادر مهربان شد جدا

که ای مهربان مهتر داد و راست

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

واژهٔ بخت‌آورد

پسرعمو

چم: پسراَفدَر

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید