برابر‌های واژه ابلاغ به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

ابلاغ

برابر‌های پارسی

فرمان، فرگفت، رسانیدن، رسانی، رساندن، دستور، پیامرسانی

واژه «ابلاغ» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «فرمان، فرگفت، رسانیدن، رسانی، رساندن، دستور، پیامرسانی» می‌باشد.

به جای «ابلاغ» بگوییم «فرمان، فرگفت، رسانیدن، رسانی، رساندن، دستور، پیامرسانی»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
دستور
dastōwar | dastwar
رساندن
ānītan | rasēnītan
فرمان
framān | parvānak | vičīr
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
ابلاغ
иблоғ
دستور
дастур
رساندن
расонидан
رسانیدن
расонидан
فرمان
фармон

برابرها در شاهنامه

رسانیدن

تواند رسانیدن از کارزار

دستور

یکی پاک دستور پیشش به پای

که نزد نیا جاه دستور داشت

مر او را یکی پاک دستور بود

بدو داد دستور فرمانروا

چو دستور باشد مرا شهریار

فرمان

مر او را دد و دام فرمان برد

به رای و به فرمان او زنده‌اند

نپیچد کسی سر ز فرمان اوی

به فرمان ببسته کمر استوار

سپه ساز و برکش به فرمان من

رسانی

دهی و به شاهی رسانی ورا

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

واژهٔ بخت‌آورد

ذوب

چم: گُدازِش

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید