برابر‌های واژه تغذیه به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

تغذیه

برابر‌های پارسی

خوردن، خوراندن، خوراک‌دادن، خوراک

واژه «خوردن، خوراندن، خوراک‌دادن، خوراک» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «خوردن، خوراندن، خوراک‌دادن، خوراک» می‌باشد.

به جای «تغذیه» بگوییم «خوردن، خوراندن، خوراک‌دادن، خوراک»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
تغذیه
xvārtārīh | patēxvīh
خوراندن
xvārēnītan
خوراک
xvārišn | xvarišnīh | xvar | pihn | āš
خوردن
xvartan | xvārītan | xvārtan | ǰūtan | ǰōyišn | žūtan | gōvārïtan
خوردن (قابل خوردن)
xvārēn | xvarišnīk
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
تغذیه
тағзия
خوراندن
хӯронидан
خوراک
хӯрок
خوردن
хӯрдан

برابرها در شاهنامه

خوردن

همه روزه بسته ز خوردن دو لب

که فردا ز خوردن چه سازد شگفت

تن آسانی و خوردن آیین اوست

که روز و شب آرام و خوردن مجوی

مرا باده خوردن نیاید به کار

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید