برابرهای واژه تغذیه به پارسی
جستن واژهای دیگرتغذیه
برابرهای پارسی
خوردن، خوراندن، خوراکدادن، خوراک
واژه «تغذیه» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «خوردن، خوراندن، خوراکدادن، خوراک» میباشد.
به جای «تغذیه» بگوییم «خوردن، خوراندن، خوراکدادن، خوراک»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
خوردن
همه روزه بسته ز خوردن دو لب
که فردا ز خوردن چه سازد شگفت
تن آسانی و خوردن آیین اوست
که روز و شب آرام و خوردن مجوی
مرا باده خوردن نیاید به کار
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: گردنکُلُفتی و آوازه، بروبیا و شُکوه