برابرهای واژه نفسگیر به پارسی
جستن واژهای دیگرنفسگیر
برابرهای پارسی
(=سَخْتی) جانفَرسا، نَفَسبُر، پُرتَنِش، سَخْت، دُشْوار، پُرسوز؛ (=شِگِفْتی) شِگِفْتاَنْگیز، شِگِفْتآوَر، پُرشِگِفْتی؛ (=شور) شوراَنگیز، بَراَنگیزَنْده، پُرکِشِش؛ (=خیره به زیبایی) دیدَنی، خیرهکُنَنْده، فَریبَنْده، نیشیدَنی، نِگَریستَنی، نِگاسْتَنی، نِگاهیدَنی، دِلرُبا، دِلْبَرانه
واژه «نفسگیر» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «(=سَخْتی) جانفَرسا، نَفَسبُر، پُرتَنِش، سَخْت، دُشْوار، پُرسوز؛ (=شِگِفْتی) شِگِفْتاَنْگیز، شِگِفْتآوَر، پُرشِگِفْتی؛ (=شور) شوراَنگیز، بَراَنگیزَنْده، پُرکِشِش؛ (=خیره به زیبایی) دیدَنی، خیرهکُنَنْده، فَریبَنْده، نیشیدَنی، نِگَریستَنی، نِگاسْتَنی، نِگاهیدَنی، دِلرُبا، دِلْبَرانه» میباشد.
به جای «نفسگیر» بگوییم «(=سَخْتی) جانفَرسا، نَفَسبُر، پُرتَنِش، سَخْت، دُشْوار، پُرسوز؛ (=شِگِفْتی) شِگِفْتاَنْگیز، شِگِفْتآوَر، پُرشِگِفْتی؛ (=شور) شوراَنگیز، بَراَنگیزَنْده، پُرکِشِش؛ (=خیره به زیبایی) دیدَنی، خیرهکُنَنْده، فَریبَنْده، نیشیدَنی، نِگَریستَنی، نِگاسْتَنی، نِگاهیدَنی، دِلرُبا، دِلْبَرانه»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
سخت
بخورد و برو آفرین کرد سخت
به دشنام زشت و به آواز سخت
بران گونه ضحاک را بسته سخت
یکی سخت پیمان ستد زو نخست
یکی سخت پیمانت خواهم نخست
دشوار
که پوینده را راه دشوار گشت
که آن آرزو بر تو دشوار نیست
بدین راه دشوار با باد و گرد
که رخشنده دشوار شایدش کرد
بسازیم و این کار دشوار نیست
فریبنده
جهان فریبنده را گرد کرد
بدو گفت گیوای فریبنده ماه
که من زان فریبنده گفتار او
چو سودابه او را فریبنده گشت
فریبنده دیوی ز دوزخ بجست
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: شاهراه، همهرو