برابرهای واژه مسحورکننده به پارسی
← جستن واژهای دیگرمسحورکننده
برابرهای پارسی
(=زیبای خیرهکننده) خیرهکُنَنْده، دِلْبَر، فَریبَنْده، نِگَریسْتَنی، نِگاسْتَنی، نِگاهیدهشُده؛ (=جادو) جادوگَر، فُسونْکار، اَفْسونگَر
واژه «(=زیبای خیرهکننده) خیرهکُنَنْده، دِلْبَر، فَریبَنْده، نِگَریسْتَنی، نِگاسْتَنی، نِگاهیدهشُده؛ (=جادو) جادوگَر، فُسونْکار، اَفْسونگَر» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «(=زیبای خیرهکننده) خیرهکُنَنْده، دِلْبَر، فَریبَنْده، نِگَریسْتَنی، نِگاسْتَنی، نِگاهیدهشُده؛ (=جادو) جادوگَر، فُسونْکار، اَفْسونگَر» میباشد.
به جای «مسحورکننده» بگوییم «(=زیبای خیرهکننده) خیرهکُنَنْده، دِلْبَر، فَریبَنْده، نِگَریسْتَنی، نِگاسْتَنی، نِگاهیدهشُده؛ (=جادو) جادوگَر، فُسونْکار، اَفْسونگَر»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
افسونگر
همان زال افسونگر آن پیرمرد
فریبنده
جهان فریبنده را گرد کرد
بدو گفت گیوای فریبنده ماه
که من زان فریبنده گفتار او
چو سودابه او را فریبنده گشت
فریبنده دیوی ز دوزخ بجست
دلبر
سمن پیکر و دلبر و مشک بوی
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید