برابرهای واژه نحیف به پارسی
جستن واژهای دیگرنحیف
برابرهای پارسی
نزار، ناتوان، لاغر، رنجور
واژه «نحیف» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نزار، ناتوان، لاغر، رنجور» میباشد.
به جای «نحیف» بگوییم «نزار، ناتوان، لاغر، رنجور»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
رنجور
بدی را تن دیو رنجور باد
به رنجور مردم نماینده رنج
بدی را تن دیو رنجور بود
ز بیمش همه ساله رنجور کن
ز بد کردن خویش رنجور باش
نزار
بر و یال فربه میانش نزار
تنومند و بیمغز و جان نزار
ناتوان
همی گفت کین بنده ناتوان
ز چیزی که افتد بران ناتوان
توانایی و ناتوان آفرید
به دل سفله باشد به تن ناتوان
ز دیدار او شاد شد ناتوان
لاغر
سواری میان لاغر و بر فراخ
هم از رشک مهر تو لاغر شود
اگر چند با بخت لاغر شویم
نه بر باد «و» با بخت لاغر بدند
بر و کتف فربه و لاغر میان
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: جاویدن، همیشه