برابرهای واژه منقرض به پارسی
جستن واژهای دیگرمنقرض
برابرهای پارسی
هامیرسته، برچیده، بَراُفتاده، سرنگون، نابود، از هم پاشیده
واژه «منقرض» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «هامیرسته، برچیده، بَراُفتاده، سرنگون، نابود، از هم پاشیده» میباشد.
به جای «منقرض» بگوییم «هامیرسته، برچیده، بَراُفتاده، سرنگون، نابود، از هم پاشیده»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
سرنگون
بزد تیغ و انداختش سرنگون
یکی بیسر و دیگری سرنگون
همی بینم از دورشان سرنگون
فتاده بدان خستگی سرنگون
یکی بی سر و دیگری سرنگون
نابود
مپندار کاین نیز نابود نیست
که نادیدنی پاک نابود نیست
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: پیشترها، در گذشته