برابرهای واژه مقعر به پارسی
جستن واژهای دیگرمقعر
برابرهای پارسی
کاو، تودار
واژه «مقعر» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «کاو، تودار» میباشد.
به جای «مقعر» بگوییم «کاو، تودار»
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
کاو
که هر کاو نبید جوانی چشید
کسی کاو هوای فریدون کند
بگفتند کاو سوی هندوستان
مگر کاو سرو تن بشوید به خون
کسی کاو به رامش سزای منست
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: ناگشودنی، چاره نشدنی