برابرهای واژه معدوم به پارسی
جستن واژهای دیگرمعدوم
برابرهای پارسی
نیستیمند، نیست شده، نایافته، نابود، سر به نیست، تباه، از میان رفته
واژه «معدوم» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نیستیمند، نیست شده، نایافته، نابود، سر به نیست، تباه، از میان رفته» میباشد.
به جای «معدوم» بگوییم «نیستیمند، نیست شده، نایافته، نابود، سر به نیست، تباه، از میان رفته»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
نابود
مپندار کاین نیز نابود نیست
که نادیدنی پاک نابود نیست
سر به نیست
ترا با جهان سر به سر پای نیست
چو تو نیست اندر جهان سر به سر
نایافته
وزان شهر نایافته هیچ بهر
نکردی دلم هیچ نایافته
سپرده زمین شاه نایافته
تباه
چو از لشکرش گشت لختی تباه
توانی مگر کردن او را تباه
نکردش تباه از شگفتی جهان
ز گرزش بسی نامور شد تباه
نکرد از دلیران کسی را تباه
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: همتراز