برابرهای واژه مدعی به پارسی
جستن واژهای دیگرمدعی
برابرهای پارسی
داومند، داونده، دادخواه، خواهان، خواستار
واژه «مدعی» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «داومند، داونده، دادخواه، خواهان، خواستار» میباشد.
به جای «مدعی» بگوییم «داومند، داونده، دادخواه، خواهان، خواستار»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
دادخواه
برآمد خروشیدن دادخواه
که شاها منم کاوهٔ دادخواه
به بیچارگی دادخواه توایم
بنزدیک خاقان شده دادخواه
ز راه دراز آمده دادخواه
خواهان
ستاینده و نیکخواهان کنند
نشستن دل نیکخواهان همه
هماندر زمان باژ خواهان روم
شدست از بد وام خواهان ستوه
خواستار
چو آمد مر آن کینه را خواستار
همی کرد ازو روشنی خواستار
جهان را نیامد چنو خواستار
که افگندگان را کند خواستار
شود تا سخنها کند خواستار
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: واکرد، ازنو