برابرهای واژه مخمل به پارسی
جستن واژهای دیگرمخمل
برابرهای پارسی
پرنیان، پرند، ابریشم
واژه «مخمل» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «پرنیان، پرند، ابریشم» میباشد.
به جای «مخمل» بگوییم «پرنیان، پرند، ابریشم»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
پرنیان
ز دیبای پرمایه و پرنیان
به تابوت زر اندرون پرنیان
ز تابوت چون پرنیان برکشید
یکی خیمهٔ پرنیان ساخته
مرا ماند این پرنیان گفت راست
ابریشم
ز کتان و ابریشم و موی قز
ز آواز ابریشم و بانگ نای
پرند
پدر بود در ناز و خز و پرند
جزان سی به زهراب داده پرند
نوشتیم عهدی ترا بر پرند
هوا پردرفش و زمین پر پرند
شود روی گیتی چو رومی پرند
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: ارجمند