برابرهای واژه محبس به پارسی
جستن واژهای دیگرمحبس
برابرهای پارسی
زندان، بند، بازداشتگاه
واژه «محبس» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «زندان، بند، بازداشتگاه» میباشد.
به جای «محبس» بگوییم «زندان، بند، بازداشتگاه»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
زندان
بریشان یکی غار زندان کنم
همان بند و زندان بود جای تو
بپرد روان تن به زندان کند
شبستان او گشت زندان من
کسی کاو به زندان و بند منست
بند
کنم آشکارا گشایم ز بند
به بند آمدند آنکه بد زان گروه
چو آزاد گشتند از بند او
بماند به گردنت سوگند و بند
بیاورد وارونه ابلیس بند
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: پهرستها