برابرهای واژه قریحه به پارسی
جستن واژهای دیگرقریحه
برابرهای پارسی
ویر، هوش، نهاد، اندریافت
واژه «قریحه» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «ویر، هوش، نهاد، اندریافت» میباشد.
به جای «قریحه» بگوییم «ویر، هوش، نهاد، اندریافت»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
هوش
پذیرندهٔ هوش و رای و خرد
کزین بیش مخروش و بازآر هوش
تو گفتی همه هوش و فرهنگ بود
پر از هوش مغز و پر از رای دل
شد آن هوش هوشنگ بافر و سنگ
نهاد
بود تا بود هم بدین یک نهاد
حکیم این جهان را چو دریا نهاد
نهاد از بر تاج خورشید تخت
بپردخت ازان تاج بر سر نهاد
که بود آنکه دیهیم بر سر نهاد
ویر
فرستاده باید یکی تیز ویر
کسی را که کمتر بدی خط و ویر
بماند شگفت اندرو تیز ویر
ایا مرد فرزانه و تیز ویر
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: وَسان