برابرهای واژه احداث کردن به پارسی
جستن واژهای دیگراحداث کردن
برابرهای پارسی
ساختن، پدیدآوردن، پدید آوردن، بنیان، نهادن، برپاکردن
واژه «احداث کردن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «ساختن، پدیدآوردن، پدید آوردن، بنیان، نهادن، برپاکردن» میباشد.
به جای «احداث کردن» بگوییم «ساختن، پدیدآوردن، پدید آوردن، بنیان، نهادن، برپاکردن»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
نهادن
کشیدن سپه سر نهادن به راه
نهادن چه باید بخوردن نشین
که یارد نهادن بروی تو روی
نهادن ندانست کس پا بجای
نهادن ز اندازه اندر گذشت
ساختن
توانم مگر پایهای ساختن
وزان پس یکی چارهای ساختن
بباید کنون چارهای ساختن
یکی چاره باید کنون ساختن
دگر ساختن کار مهمان نو
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: بیخِرَدانه، دور از خِرَد