برابرهای واژه قدغن به پارسی
جستن واژهای دیگرقدغن
برابرهای پارسی
نبود، نبایستی، نبایست
واژه «قدغن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نبود، نبایستی، نبایست» میباشد.
به جای «قدغن» بگوییم «نبود، نبایستی، نبایست»
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
نبود
که جوشن نبود و نه آیین جنگ
کش از مهر بهره نبود اندکی
فراوان نبود آن زمان پرورش
به جایی که مغزش نبود اندران
همی از خردتان نبود آگهی
نبایست
ترا کین پیشین نبایست خواست
نبایست کردن برین ره گذر
نبایست کردن بدین رزم رای
نبایست یار و نه آموزگار
بب مژه رخ نبایست شست
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: گهواره، زادگاه