برابرهای واژه فرح به پارسی
جستن واژهای دیگرفرح
برابرهای پارسی
شادی، شادمانی، سرشادی، دلشادی، خُشنودی، خرسندی
واژه «فرح» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «شادی، شادمانی، سرشادی، دلشادی، خُشنودی، خرسندی» میباشد.
به جای «فرح» بگوییم «شادی، شادمانی، سرشادی، دلشادی، خُشنودی، خرسندی»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
شادمانی
ازو شادمانی وزویت غمیست
فراوان غم و شادمانی شمرد
بدان شادمانی که بگشاد روی
یکی شادمانی بد اندر جهان
ابا شادمانی و فرخ پیام
خشنودی
گرایدونک خشنودی از رنج من
به خشنودی و رای و فرمان اوی
چو خشنودی نامور خواستند
بخوبی و خشنودی شهریار
اگر زو تو خشنودی ای دادگر
شادی
بزرگان به شادی بیاراستند
همه جای شادی و آرام و مهر
به یکبارگی چشم شادی بدوخت
که آرام و شادی بباید نهفت
ترا جای تخت است و شادی و بزم
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: لَوَند