برابر‌های واژه عمل به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

عمل

برابر‌های پارسی

کار، کُنِش

واژه «عمل» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «کار، کُنِش» می‌باشد.

به جای «عمل» بگوییم «کار، کُنِش»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
عمل
kār | kart | kirt | kartak | kirtak | kartār | kunišn | kunišnīh | varzišnīh | varzīh | varzītārīh | afzārīh
کار
kār | kart | kartak | kunišnih | varzīk | varzišn | varzišnīh | dātastān | pēšak | harg | arg
کار (از کار افتادن)
akārīhastan
کار (بکار بردن)
kār framūtan
کار (بکار داشتن)
pat kār dāštan
کار (بکاری مشغول شدن)
padāzišn
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
عمل
амал
کار
кор
کنش
куниш

برابرها در شاهنامه

کنش

از آن بد کنش دیو روی زمین

و دیگر ز بد مردم بد کنش

پر از آفرین لب ز نیکی کنش

بیامد که یزدان نیکی‌کنش

بدو گفت برخیز و پاسخ کنش

کار

ز گفتار بی‌کار یکسو شوی

بجنبید چون کار پیوسته شد

نداند بد و نیک فرجام کار

چنینست فرجام کار جهان

کنون بازگردم به آغاز کار

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

واژهٔ بخت‌آورد

لود شدن

چم: بار شدن

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید