برابر‌های واژه عتیق به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

عتیق

برابر‌های پارسی

کهنه، دیرینه، باستانی، باستان

واژه «عتیق» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «کهنه، دیرینه، باستانی، باستان» می‌باشد.

به جای «عتیق» بگوییم «کهنه، دیرینه، باستانی، باستان»

برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
باستان
бостон
باستانی
бостонӣ
دیرینه
дерина
عتیق
атиқ
کهنه
кӯҳна

برابرها در شاهنامه

دیرینه

نهفته سخنهای دیرینه نیز

سخنهای دیرینه کردند یاد

نبینی که کاووس دیرینه گشت

چو دیرینه گشت او بباید گذشت

ز دل درد دیرینه بیرون کند

باستان

یکی نامه بود از گه باستان

پژوهندهٔ نامهٔ باستان

کزین گونه نشنیدی از باستان

تو از باستان یادگار منی

بپیوندم از گفتهٔ باستان

کهنه

یکی جامهٔ کهنه بد بر برش

یکی کهنه غربیل پیش آورید

میست و یکی نیز کهنه که دوست

که ما کهنه گشتیم و او نو شود

یکی کهنه چبین نهادم به پیش

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید