برابرهای واژه صید به پارسی
جستن واژهای دیگرصید
برابرهای پارسی
نخجیر، شکار
واژه «صید» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نخجیر، شکار» میباشد.
به جای «صید» بگوییم «نخجیر، شکار»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
شکار
سر تاجداران شکار منست
پیاده همی رفت جویان شکار
شود شیر شاد از شکار بره
نیازم بد آنکو شکار آورد
چماننده یوز و رمنده شکار
نخجیر
تلی هر سویی مرغ و نخجیر بود
چو نخجیر از آنجا که برداشتی
سوی هفتخوان من به نخجیر شیر
به نخجیر با لشکری نامدار
همه بومها پر ز نخجیر گشت
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: فرمانبردار، بنده