برابرهای واژه رحلت به پارسی
جستن واژهای دیگررحلت
برابرهای پارسی
مرگ، مردن، درگذشت
واژه «رحلت» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «مرگ، مردن، درگذشت» میباشد.
به جای «رحلت» بگوییم «مرگ، مردن، درگذشت»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
درگذشت
دو بهره چو از تیره شب درگذشت
بیفگند و بسپرد و زو درگذشت
به ترکان خبر شد که زو درگذشت
دو بهره چو از تیره شب درگذشت
از اندیشهٔ ما سخن درگذشت
مردن
چنین گفت موبد که مردن به نام
ز مردن مرا و ترا چاره نیست
نوشتست مردن ببد روزگار
دل از مردن گستهم با نهیب
چنین گفت کامروز مردن به نام
مرگ
برو تاختن کرد ناگاه مرگ
چو آگه شد از مرگ فرزند شاه
ندیدند مرگ اندران روزگار
که جز مرگ را کس ز مادر نزاد
شنید آن سخن کارزو کرد مرگ
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: سَرراست، راسته