برابر‌های واژه حرارت به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

حرارت

برابر‌های پارسی

گرمش، تبش، گرما، سوز

واژه «حرارت» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گرمش، تبش، گرما، سوز» می‌باشد.

به جای «حرارت» بگوییم «گرمش، تبش، گرما، سوز»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
حرارت
bānūy | garmīh
سوز
sōč | sōž
گرما
garmōk | damak. tap | tāp | tapišn | tāpišn
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
تبش
табиш
حرارت
ҳарорат
سوز
сӯз
گرما
гармо

برابرها در شاهنامه

گرما

ز گرما و از تشنگی شد ز کار

به تموز وهنگام گرما کنیم

تبش

دهنشان همی از تبش مانده باز

تبش خواست کز مغز بنشاندش

سوز

به رزم اندرون زهر تریاک سوز

بدان آبگون خنجر نیو سوز

وزان سو که شد رستم گرد سوز

دو تن نیز بودند هم رزم سوز

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

واژهٔ بخت‌آورد

اینستنس

چم: نمونه

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید