برابرهای واژه حائز به پارسی
جستن واژهای دیگرحائز
برابرهای پارسی
دارای، دارا
واژه «حائز» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «دارای، دارا» میباشد.
به جای «حائز» بگوییم «دارای، دارا»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
دارا
چو دارا به اسپ اندر آورد پای
چو از تاج دارا فروزش گرفت
چو دارا بدو اندرون کودکی
چو دارا به تخت مهی برنشست
چو دارا بیامد بزرگان روم
دارای
نشاید که دارای دل من بدرد
بگفت این که دارای داراکنون
ز دارای داراب بن اردشیر
ز دارای داراب بن اردشیر
که دارای دارا چه افگند بن
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: شنودنی، شنیده شده، شنیده