برابرهای واژه برهه به پارسی
جستن واژهای دیگربرهه
برابرهای پارسی
روزگار، زمانه، هنگامه
واژه «برهه» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «روزگار، زمانه، هنگامه» میباشد.
به جای «برهه» بگوییم «روزگار، زمانه، هنگامه»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
هنگامه
به هنگامهٔ بازگشتن ز راه
چو هنگامهٔ زادن آمد پدید
چه سازم که هنگامهٔ بزم نیست
چو هنگامهٔ رفتن آمد ببرد
به هنگامهٔ بازگشتن ز جنگ
زمانه
نه گشت زمانه بفرسایدش
سراسر زمانه پر از جنگ بود
زمانه ندادش زمانی درنگ
زمانه بر آسود از داوری
زمانه بدو شاد و او نیز شاد
روزگار
برآورده بیرنج و بیروزگار
پژوهندهٔ روزگار نخست
بترسیدم از گردش روزگار
کنون نو شود روزگار کهن
برآمد برین کار یک روزگار
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: پاژنامها