برابر‌های واژه بلوا به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

بلوا

برابر‌های پارسی

هنگامه، غوغا، شورش، آشوب

واژه «بلوا» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «هنگامه، غوغا، شورش، آشوب» می‌باشد.

به جای «بلوا» بگوییم «هنگامه، غوغا، شورش، آشوب»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
آشوب
āšōp
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
آشوب
ошӯб
بلوا
балво
شورش
шӯриш
غوغا
ғавғо
هنگامه
ҳангома

برابرها در شاهنامه

آشوب

کند شهر ایران پر آشوب و رنج

بترسم ز آشوب بد گوهران

کزین جنبش آشوب کشور بود

چو آشوب برخاست از انجمن

که آشوب خیزد پرآواز و درد

هنگامه

به هنگامهٔ بازگشتن ز راه

چو هنگامهٔ زادن آمد پدید

چه سازم که هنگامهٔ بزم نیست

چو هنگامهٔ رفتن آمد ببرد

به هنگامهٔ بازگشتن ز جنگ

شورش

گه شورش و رستخیز منست

بدان شورش اندر میان سپاه

وگر غارت و شورش و داروگیر

چنین شورش و دست و کوپال تو

چو آن اژدها شورش او شنید

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

واژهٔ بخت‌آورد

دهاقان

چم: دهاگان

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید