برابرهای واژه بدیع به پارسی
جستن واژهای دیگربدیع
برابرهای پارسی
نغزه (ادبیات)؛ نوپدید، نوآفرید، نو، نغز، تازه
واژه «بدیع» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نغزه (ادبیات)؛ نوپدید، نوآفرید، نو، نغز، تازه» میباشد.
به جای «بدیع» بگوییم «نغزه (ادبیات)؛ نوپدید، نوآفرید، نو، نغز، تازه»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
تازه
همی داشتم چون یکی تازه سیب
بهر موی بر تازه رنگی دگر
یکی تازهتر برگشادند چهر
چو تازه شود تاج و گنجش دهیم
بداد و به خوبی جهان تازه کرد
نو
شگفتی نمایندهٔ نوبهنو
کنون نو شود روزگار کهن
که پوشیدنی نو بد و نو خورش
که من رفتنیام تو سالار نو
که ما را مکش تا یکی نو هنر
نغز
یکی نغز بازی برون آورد
پرستندهٔ بیشه و گاو نغز
زبان چرب و شایستهٔ کار نغز
که بودش زبان پر ز گفتار نغز
چو بشنید زال این سخنهای نغز
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: برافراشتن