برابرهای واژه امر به پارسی
جستن واژهای دیگرامر
برابرهای پارسی
کار، فَرمایِش، دَستور
واژه «امر» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «کار، فَرمایِش، دَستور» میباشد.
به جای «امر» بگوییم «کار، فَرمایِش، دَستور»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
کار
ز گفتار بیکار یکسو شوی
بجنبید چون کار پیوسته شد
نداند بد و نیک فرجام کار
چنینست فرجام کار جهان
کنون بازگردم به آغاز کار
دستور
یکی پاک دستور پیشش به پای
که نزد نیا جاه دستور داشت
مر او را یکی پاک دستور بود
بدو داد دستور فرمانروا
چو دستور باشد مرا شهریار
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: کارکَرد